بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
119
خلاصة التجارب ( طبع جديد )
روز را گشوده و يك هفته چرك مىآمد و اندك درد باقى بود . يكى فرمود كه قدرى مرمكى را در آب حل كرده و با روغن گل جوشانيدند چندانكه آب رفت و در هر شبانهروزى چند نوبت در گوش او نيم گرم مىچكانيدند و گاهى قطره چند روغن بادامچه كوهى نيز مىچكانيدند سه روز و تمام صحت يافت و به بسيار آزموديم نافع آمد در آنچه بعد از درد بود و آنچه بىدرد بود . ورم لثه [ علت ] به وقت برآمدن دندان اكثر اطفال كه دندان برآورند گوشت بن دندان و منبت آن متورم گردد و به غايت درد كند و به سبب حرارت و درد و مشغولى طبع ، اخلاط ترقيق يابد و طبع به هضم نيكو نپردازد و اسهال پديد آيد و بسيار بود كه مودى به تشنج و كزاز و درد چشم و خارش و آماس كرده شود و چون آن دندان تمام برآيد . اكثر اين اعراض مندفع گردد و گاهى تب نيز آيد . علاج آن است كه چيزهايى كه آن را بسيار بايد خاييدن بديشان ندهند تا ماده دندان بدان تحليل نيابد و گوشت منبت دندانها را به مغز خرگوش و پيه مرغ بمالند و بدان نرم مىدارند و انگشت به رفق تمام بر آن محل مىمالند و روغن بنفشه بادام با آب نيم گرم به هم آميخته ، سر و گردن او را بدان چرب كنند و گاه گاه قطرهء چند روغن بنفشه نيم گرم در گوش او از آن جانب بچكانند و عسل با روغن بابونه يا روغن شبت خلط كرده و همچنين عسل با صمغ بنوشك كه آن را بطم گويند خلط كرده ، بر گوشت دندانهاى او ماليدن نافع آيد و طبيخ بابونه و شبت بر سر او ريختن در محل گرم مفيد بود . و در خواص آوردهاند كه ناب سگ را از آن جانب بكنند و بر آن جانب روى طفل تعليق كنند ، دندان زود برآيد و جهت تقويت اعصاب و قلت احساس وجع هر روز طفل را اندكى حب الشفا يا حافظ الصحت بايد داد و اگر از آن اعراض مذكوره چيزى بعد از برآمدن دندان باقى بود علاج آن به دستور خودش بايد كرد . آماس گوشت بن دندان بعد رسيدگى دندان . سبب آن بسيارى رطوبت و رسيدن بخارات سهل بود از معده و بدى هضم . علاج به همين طلا كه در ورم لثه گفته شد كنند و انگشت نيك بر آن بمالند و اگر خون از آن برآيد بهتر بود و مجففات چون هليله سوده و فوفل سوده بر آن پاشيدن شبها فايده بخشد . دميدگى دهان كه به تازى قلاع گويند ريشى بود كه بر ظاهر پوست لب و در داخل و بر ظاهر زبان و گوشت دندانها پديد آيد و با سوزش و اندك درد و ضربان بود و همچنين در حين جنبانيدن آن عضو و يا رسيدن چيزى قوى طعم بدان اين اعراض زياده كردند . و به لون بيشتر سفيد و سرخ بود و سفيد آن را بعضى برفك گويند و اين هر دو اسلم باشند . و آنچه به زردى مايل باشد سوزانتر و مؤلمتر باشد و آنچه گرمتر و سياهتر افتد گاهى منجر به اكله شود و مهلك باشد . علاج آنچه غير سياه بود آن است كه در حين خواب